تبليغاتX
زن فاطمی
پوشش زن در اديان الهى

پوشش و عفاف از آن جهت كه يك امر فطرى است و براى حيات اجتماعى انسان ضرورت دارد، در اديان و مذاهب الاهى داراى جايگاه خاصى است. تمام اديان آسمانى، حجاب و پوشش را بر زن واجب و لازم شمرده‏اند و جامعه بشرى را به سوى آن فراخوانده‏اند؛ زيرا حيا و لزوم پوشش به طور طبيعى در نهاد زنان به وديعت نهاده شده و احكام و دستورهاى اديان الاهى هماهنگ و همسو با فطرت انسانى تشريع شده است.

بر اساس اصل لزوم هماهنگى و تناسب آفرينش و قانونگذارى،1 خداوند لباس و پوشاك را در لابلاى نعمت‏هاى بيكرانش به بشر ارزانى داشت‏2 و اشتياق درونى زنان به «حجاب» را با تشريع قانون پوشش مستحكم ساخت تا گوهرِ هستى «زن» در صدفِ پوشش صيانت گردد و جامعه از فرو افتادن در گرداب فساد و تباهى نجات يابد. بدون ترديد جهان بينى و انسان شناسى هر فرهنگ و مكتب، نقش اساسى و مهمّى در انتخاب نوع و كيفيت پوشش دارد.3 بر اساس جهان‏بينى اديان الاهى كه انسان خليفه خداوند و مركز و محور جهان هستى است و رسالت كسب معرفت و تهذيب نفس و اصلاح جامعه را بر دوش دارد و حياتش در جهان آخرت نيز ادامه دارد، بايد جسم زن و چشم مرد پوشيده گردد تا غرايز شهوانى مهار و كنترل شود و استعدادهاى معنوى و عقلانى بشر در پرتو رهيافت‏هاى فطرى و هدايت‏هاى وحيانى شكوفا گردد. گرچه انتخاب لباس و پوشاك برآيند انديشه و اراده آدمى است، ولى بر بينش و اراده انسانى نيز تأثير مى‏گذارد و مى‏تواند به عنوان زمينه‏ساز تعالى يا انحطاط فردى و اجتماعى نقش آفرينى نمايد.

در آيين زرتشت، يهود، مسيحيت و اسلام - كه اين مقاله به بررسى آنها مى‏پردازد - حجاب بر زنان امرى لازم بوده است. كتاب‏هاى مقدس مذهبى، دستورات و احكام دينى، آداب و مراسم و سيره عملى پيروان اين اديان چهارگانه، بهترين شاهد و عالى‏ترين گواه بر اثبات اين مدعاست.

حجاب در آيين زرتشت‏

نخستين مردمى كه به سرزمين ايران آمدند، آريايى‏ها بودند. آنان به دو گروه عمده «مادها» و «پارس‏ها» تقسيم مى‏شدند. با اتّحاد مادها، دولت «ماد» تشكيل شد. پس از مدّتى پارس‏ها توانستند دولت ماد را از بين ببرند و سلسله‏هاى هخامنشيان، اشكانيان و ساسانيان را بنيانگذارى كنند. پژوهش‏ها نشان مى‏دهد كه زنان ايران زمين از زمان مادها كه نخستين ساكنان اين ديار بودند، داراى حجاب كاملى، شامل پيراهن بلند چين‏دار، شلوار تا مچ پا و چادر و شنلى بلند بر روى لباس‏ها بوده‏اند.4 اين حجاب در دوران سلسله‏هاى مختلف پارس‏ها نيز معمول بوده است.5 بنابر اين، در زمان بعثت زرتشت و قبل و بعد از آن، زنان ايرانى از حجابى كامل برخوردار بوده‏اند. برابر متون تاريخى، در همه آن زمان‏ها پوشاندن موى سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رايج بوده است و زنان هر چند با آزادى در محيط بيرون خانه رفت و آمد مى‏كردند و همپاى مردان به كار مى‏پرداختند، ولى اين امور با حجاب كامل و پرهيز شديد از اختلاطهاى فسادانگيز همراه بوده است.

جايگاه فرهنگى پوشش در ميان زنان نجيب ايران‏زمين به گونه‏اى است كه در دوران سلطه كامل شاهان، هنگامى كه خشايارشاه به ملكه «وشى» دستور داد كه بدون پوشش به بزم بيايد تا حاضران، زيبايى اندام او را بنگرند، وى امتناع نمود و از انجام فرمان پادشاه سر باز زد و به خاطر اين سرپيچى، به حكم دادوَران، عنوان «ملكه ايران» را از دست داد.6

در زمان ساسانيان - كه پس از نبوت زرتشت است - افزون بر چادر، پوشش صورت نيز در ميان زنان اشراف معمول شد. به گفته ويل دورانت پس از داريوش، زنان طبقات بالاى اجتماع، جرأت نداشتند كه جز در تختِ روانِ روپوش دار از خانه بيرون بيايند و هرگز به آنان اجازه داده نمى‏شد كه آشكارا با مردان آمد و رفت كنند. زنان شوهردار حق نداشتند هيچ مردى حتى پدر و برادرشان را ببينند. در نقش‏هايى كه از ايران باستان بر جاى مانده است، هيچ صورت زنى ديده نمى‏شود و نامى از ايشان نيامده است.7

تجليّات پوشش در ميان زنان ايران چنان چشم‏گير است كه برخى از انديشمندان و تمدن‏نگاران، ايران را منبع اصلى ترويج حجاب در جهان معرفى كرده‏اند.8

از آن‏جا كه مركز بعثت «اشو زرتشت» ايران بوده است و آن حضرت در زمينه اصل حجاب و پوشش زنان در جامعه خويش كمبودى نمى‏ديده است، با تأييد حدود و كيفيت حجاب رايج آن دوران، كوشيد تا با پندهاى، خود ريشه‏هاى درونى حجاب را تعميق و مستحكم نموده، عامل درون را ضامن اجرا و پشتوانه استمرار و استوارى حجاب معمول قرار دهد.

به پند و اندرزهاى «اشوزرتشت» بنگريد تا تلاش وى براى تعالى و آموزش مبانى حجاب و بيان لزوم توأم نمودن حجاب ظاهرى با عفّت باطنى، روشن‏تر شود؛ او مى‏فرمايد:

اى نوعروسان و دامادان!... با غيرت، در پى زندگانىِ پاك‏منشى بر آييد... .اى مردان و زنان! راه راست را دريابيد و پيروى كنيد. هيچ گاه گردِ دروغ و خوشى‏هاى زودگذرى كه تباه كننده زندگى است، نگرديد؛ زيرا لذّتى كه با بدنامى و گناه همراه باشد، همچون زهر كشنده‏اى است كه با شيرينى درآميخته و همانند خودش دوزخى است. با اين گونه كارها، زندگانى گيتى خود را تباه مسازيد. پاداش رهروان نيكى، به كسى مى‏رسد كه هوا، هوس، خودخواهى و آرزوهاى باطل را از خود دور ساخته، بر نفس خويش چيره گردد و كوتاهى و غفلت در اين راه، پايانش جز ناله و افسوس نخواهد بود.

فريب خوردگانى كه دست به كردار زشت زنند، گرفتار بدبختى و نيستى خواهند شد و سرانجامشان خروش و فرياد و ناله است.9

گفتنى است كه در دين زرتشت، لباس يا كيفيت خاصى براى حجاب زنان واجب نشده است؛ بلكه لباس رايج آن زمان كه شامل لباس بلند، شلوار و سرپوش - يعنى چادر يا شنلى بر روى آن - بوده است، مورد تقرير و تنفيذ قرار گرفته است. هر چند كه استفاده از سِدرِه و كُشتى - لباس مذهبى ويژه زرتشتيان - توصيه شده است.10 البته بر هر مرد و زن واجب است كه هنگام انجام مراسم عبادى و نيايش، سر خود را بپوشاند. بنا به گفته مؤبد «رستم شهرزادى» پوشش زنان بايد به گونه‏اى باشد كه هيچ يك از موهاى سرِ زن از سرپوش بيرون نباشد. در خرده اوستا، به طور صريح چنين آمده است: «نامى زت واجيم، همگى سر واپوشيم و همگى نماز و كريم بدادار هورمزد؛11 يعنى همگان نامى ز تو بر گوييم و همگان سر خود را مى‏پوشيم و آن گاه به درگاه دادار اهورمزدا نماز مى‏كنيم».

بر اساس آموزه‏هاى دينى، يك زرتشتى مؤمن، بايد از نگاه ناپاك به زنان دورى جويد و حتى از به كارگيرى چنين مردانى خوددارى كند. در اندرز «آذربادماراسپند» مؤبد موبدان آمده است: «مرد بدچشم را به معاونت خود قبول مكن‏12».

پوشش موى سر و داشتن نقاب بر چهره، پس از سقوط ساسانيان نيز ادامه يافته است. به اين نمونه بنگريد: پس از فتح ايران، هنگامى كه سه تن از دختران كسرى‏، شاهنشاه ساسانى را براى عمر آوردند، شاهزادگان ايرانى همچنان با نقاب، چهره خود را پوشانده بودند. عمر دستور داد تا پوشش از چهره بر گيرند تا خريداران پس از نگاه، پول بيشترى مبذول دارند. دوشيزگان ايرانى خوددارى كردند و به سينه مأمور اجراى حكم عمر مشت زده، آنان را از خود دور ساختند. عمر بسيار خشمناك شد؛ ولى امام على(ع) او را به مدارا و تكريم آنان توصيه فرمود.13

 

حجاب در آيين يهود

همه مؤرخان، از حجاب سخت زنان يهودى سخن گفته‏اند14. ويل دورانت مى‏گويد: گفت‏وگوى علنى ميان ذكور و اِناث، حتّى بين زن و شوهر از طرف فقهاى دين ممنوع گرديده بود.... .دختران را به مدرسه نمى‏فرستادند و در مورد آنها كسب اندكى علم را به ويژه چيز خطرناكى مى‏شمردند. با اين همه، تدريس خصوصى براى اِناث مجاز بود.15 نپوشاندن موى سر خلافى بود كه مرتكب آن را مستوجب طلاق مى‏ساخت.16 زندگى جنسى آنان، على‏رغمِ تعدد زوجات، به طرز شايان توجّه ، منزّه از خطايا بود. زنان آنان، دوشيزگانى محجوب، همسرانى كوشا، مادرانى پُرزا و امين بودند و از آن‏جا كه زود وصلت مى‏كردند، فحشا به حدّاقل تخفيف پيدا مى‏كرد.17

بدون ترديد مبناى حجاب در شريعت يهود، آيات تورات بود كه بر حجاب تأكيد مى‏نمود. كاربرد واژه «چادُر» و «برقع» كه به معناى روپوش صورت است، در آن آيات، كيفيت پوشش زنان يهودى را نشان مى‏دهد. تورات تشبه مرد و زن به يكديگر را نهى نموده، مى‏گويد:متاع مرد بر زن نباشد و مرد لباس زن را نپوشد؛ زيرا هر كه اين را كند، مكروه «يَهْوَه» خداى تو ست.18 بى‏حجابى سبب نزول عذاب معرفى شده است؛

خداوند مى‏گويد: از اين جهت كه دختران صهيون متكبرند و با گردن افراشته و غمزات چشم راه مى‏روند و به ناز مى‏خرامند و به پاى‏هاى خويش خلخال‏ها را به صدا مى‏آورند* بنابراين خداوند فَرْق سر دختران صهيون را كَلْ خواهد ساخت و خداوند عورت ايشان را برهنه خواهد نمود* و در آن روز، خداوند زينت خلخال‏ها و پيشانى‏بندها و هلال‏ها را دور خواهد كرد* و گوشوارها و دستبندها و روبندها را * و دستارها و زنجيرها و كمربندها و عطردان‏ها و تعويذها را * و انگشترها و حلقه‏هاى بينى را * و زخوت نفيسه و رداها و شال‏ها و كيسه‏ها را * و آينه‏ها و كتان نازك و عمامه‏ها و برقع‏ها را * و واقع مى‏شود كه به عوض عطريّات، عفونت خواهد شد و به عوض كمربند، ريسمان و به عوض موى‏هاى بافته، كَلى و به عوض سينه‏بند، زنّار پلاس و به عوض زيبايى، سوختگى خواهد بود * مردانت به شمشير و شجاعانت در جنگ خواهند افتاد * و دروازه‏هاى وى، ناله و ماتم خواهند كرد و او خراب شده، بر زمين خواهد نشست.19

افزون بر موارد فوق، در كتاب مقدس، وجوب پوشاندن موى سر20 لزوم پرهيز از زنان فريبكار و بيگانه‏21، نهى از لمس و تماس‏22 و واژه چادر23، نقاب‏24 و برقع‏25 آمده است؛ به عنوان نمونه در مورد عروس يهودا مى‏خوانيم: پس رخت بيوكى را از خويشتن بيرون كرده، برقعى به رو كشيده و خود را در چادرى پوشيد و به دروازه عينايم كه در راه تمنه است، بنشست.26

در «تلمود» اصلى‏ترين كتاب فقهى كه به گفته ويل‏دورانت، اساس تعليم و تربيت يهود27 است، نيز بر لزوم پوشاندن سر از نامحرمان، لزوم سكوت زن و پرهيز از هرگونه آرايش براى ساير مردها28، پرهيز از نگاه زن به مردان بيگانه، 29 اجتناب از نگاه مرد به زنان نامحرم‏30 و لزوم پرهيز از هر امر تحريك‏آميز،31 تأكيد شده است.

برابر حكم سخت‏گيرانه تلمود، اگر رفتار زن فضيحت‏آميز باشد، شوهر حق دارد او را بدون پرداخت مبلغ كتوبا(مهريه) طلاق دهد و زنانى كه در موارد زير به رفتار و كردار آنها اشاره مى‏شود، ازدواجشان باطل است و مبلغ كتوبا (مهريه) به ايشان تعلّق نمى‏گيرد؛ زنى كه از اجراى قوانين دينى يهود سرپيچى مى‏كند و فى‏المثل بدون پوشاندن سرِ خود، به ميان مردان مى‏رود، در كوچه و بازار پشم مى‏ريسد و با هر مردى از روى سبك سرى به گفت‏وگو مى‏پردازد. زنى كه در حضور شوهر خود، به والدين او دشنام مى‏دهد و زن بلند صدا كه در خانه با شوهر خود به صداى بلند درباره امور زناشويى صحبت مى‏كند و همسايگانِ او مى‏شنوند كه چه مى‏گويد.32

برخورد حضرت موسى(ع) با دختران شعيب كه به آنان فرمود تا پشت سر او حركت كرده، از پشت سر، او را به منزل پدرشان هدايت كنند، و نيز سيره عملى يهوديان مبنى بر استفاده از چادر و برقع و روبند، تفكيك و جدا بودن محل عبادت زنان از مردان در كنيسه، ناشايسته شمردن اشعارى كه در تمجيد زيبايى زنان سروده شده است و ايراد خطابه توسط زنان از پشت پرده، بيانگر كيفيت شديد و سخت‏گيرانه حجاب نزد يهوديان است.

 

حجاب در آيين مسيحيت‏

مسيحيت نه تنها احكام شريعت يهود در مورد حجاب را تغيير نداد، بلكه قوانين شديد آن را استمرار بخشيد و در برخى موارد، قدم را فراتر نهاد و با سخت‏گيرى بيشترى وجوب حجاب را مطرح ساخت؛ زيرا در شريعت يهود، تشكيل خانواده و ازدواج امرى مقدس محسوب مى‏شد و طبق نوشته ويل دورانت، در سن بيست سالگى اجبارى بود؛33 اما از ديدگاه مسيحيت قرون اوّليه، تجرّد، مقدس شمرده مى‏شد.34 بنابر اين مسيحيت، براى از بين بردن زمينه هرگونه تحريك و تهييج، زنان را به صورت شديدترى به رعايت كامل پوشش و دورى از هر گونه آرايش و تزيين فراخواند. برابر متون تاريخى، چادر و روبند، براى همگان - حتّى براى خاتون‏هاى اشراف - ضرورى بود و در اعياد نيز كسى آن را كنار نمى‏گذاشت؛ بلكه با طلا و نقره و پارچه‏هاى زربفت آن را تزيين مى‏نمودند و حتّى براى تفريح نيز با حجب و حياى كامل در مجالس انس و يا گردش‏هايى دور از چشم نامحرمان، شركت مى‏جستند.

انجيل در موارد فراوان، بر وجوب حجاب و پوشش تأكيد و پيروانش را به تنزّه از اِعمال شهوت و عفاف فراخوانده است؛ در انجيل مى‏خوانيم: همچنين زنان پير در سيرت متقى باشند و نه غيبت‏گو و نه بنده شراب زياده، بلكه معلمات تعليم نيكو* تا زنان جوان را خِرَد بياموزند كه شوهر دوست و فرزند دوست باشند* و خردانديش و عفيفه و خانه‏نشين و نيكو و مطيع شوهران خود كه مبادا كلام خدا متهم شود*35

در «كتاب مقدس» در مورد لزوم آراستگى به حيا و كنار نهادن آرايش ظاهرى چنين آمده است: همچنين زنان، خويشتن را بيارايند به لباسِ مزّين به حيا و پرهيز؛ نه به زلف‏ها و طلا و مرواريد و رختِ گران‏بها* ...زن با سكوت به كمال اطاعت تعليم گيرد* و زن را اجازت نمى‏دهم كه تعليم دهد يا بر شوهر مسلّط شود؛ بلكه در سكوت بماند*36

همچنين اى زنان، ...* و شما را زينت ظاهرى نباشد از بافتن موى و متحلّى شدن به طلا و پوشيدن لباس * بلكه انسانيت باطنى قلبى در لباس غير فاسد، روح حليم و آرام كه نزد خدا گرانبهاست * زيرا بدين گونه زنان مقدسه در سابق نيز كه متوكل به خدا بودند، خويشتن را زينت مى‏نمودند.37

افزون بر موارد پيشين، «عهد جديد» نيز لزوم پوشاندن موى سر، به ويژه در مراسم عبادى،38 لزوم سكوت به ويژه در كليسا،39 با وقار و امين بودن زن 40و نهى از نگاه ناپاك به بيگانگان را خاطرنشان ساخته، مى‏گويد: كسى كه به زنى نظر شهوت اندازد، همان دم، در دل خود با او زنا كرده است * پس اگر چشم راستت، تو را بلغزاند، قلعش كن و از خود دور انداز؛ زيرا تو را بهتر آن است كه عضوى از اعضايت تباه گردد، از آن كه تمام بدنت در جهنم افكنده شود*41

دستورات دينى پاپ‏ها و كاردينال‏هاى مسيحى كه بر اساس آن پوشاندن صورت الزامى و تزيين موى سر و آرايش آن و تنظيم آنها در آيينه و سوراخ نمودن گوش‏ها و آويختن گلوبند، خلخال، طلا و دستبند قيمتى، رنگ نمودن مو و تغيير صورت ظاهرى ممنوع بود، شدت بيشترى رانشان مى‏دهد.42

در مورد سيره عملى زنان مسيحى، دائرة المعارف لاروس مى‏گويد: دين مسيحى، براى زن، خِمار را باقى نهاد؛ وقتى وارد اروپا شد، آن را نيكو شمرد. زن‏ها در كوچه و وقت نماز، خمار داشتند. در قرون وسطى، خصوصاً قرن نهم، خمار رواج داشت. آستين خمار، شانه زن را پوشيده، تقريباً به زمين مى‏رسيد. اين عادت تا قرن سيزدهم باقى بود.43

ويل دورانت نيز در مورد سيره عملى زنان مسيحى چنين مى‏نويسد: ساق پاى زنان چيزى نبود كه در ملأ عام و يا رايگان به چشم خورد.... البسه بانوان در مجالس تورنه، موضوع مهمّى براى روحانيون بود كه كاردينال‏ها، درازى جامه‏هاى خواتين را معيّن مى‏كردند. هنگامى كه كشيشان چادر و روبند را يكى از اركان اخلاقيات عيسوى دانستند، به دستور زن‏ها، چادرها را از مشمش ظريف و حرير زربفت ساختند... .44

تصويرهايى كه از پوشاك مسيحيان و زنان اروپا به جا مانده، به وضوح حجاب كامل زنان را نشان مى‏دهد.45

 

حجاب در آيين اسلام‏

بدون شك، پوشش زن در برابر مردان بيگانه، يكى از ضروريات دين اسلام است. قرآن كريم مى‏فرمايد: «و به بانوان باايمان بگو چشم‏هاى خود را فروپوشند و عورت‏هاى خود را از نگاه ديگران پوشيده نگاه دارند و زينت‏هاى خود را، جز آن مقدارى كه ظاهر است، آشكار نسازند و روسرى‏هاى خودرا بر سينه خود افكنند و زينت‏هاى خود را آشكار نسازند؛ مگر براى شوهرانشان، پدرانشان، پدر شوهرانشان، پسرانشان، پسران همسرانشان، برادرانشان، پسر برادرانشان، پسر خواهرانشان، زنان هم‏كيششان، كنيزانشان و مردان سفيهى كه تمايلى به زنان ندارند و كودكانى كه از امور جنسى بى‏اطلاعند و پاهاى خود را بر زمين نكوبند تا زينت‏هاى پنهانشان آشكار شود و همگى به سوى خداوند توبه كنيد اى مؤمنان؛ باشد كه رستگار شويد».46 افزون بر آن، در آيات ديگر، پوشيدگى كامل اندام،47 نيك و شايسته، با وقار و بدور از تحريك سخن گفتن و دورى از آرايش‏هاى جاهليت نخستين،48 توصيه شده است.

در روايات نيز پوشيدن جامه بدن‏نما و نازك نزد نامحرم‏49، آرايش و استعمال عطر در خارج از خانه‏50، اختلاط فساد برانگيز زن و مرد51، دست دادن و مصافحه با نامحرم‏52و تشبه به جنس مخالف 53 منع شده است و مردان با غيرت،54 به هدايت و كنترل همسر و دختران، عفّت نسبت به زنان مردم‏55 و دورى از چشم‏چرانى توصيه شده‏اند.

پس معلوم شد كه تفاوت اساسى حجاب اسلامى با حجاب اديان گذشته، در اين است كه اسلام وجوب پوشش زنان را متناسب با شئونات انسان، با تعديل و نظم مناسب و به دور از افراط و تفريط، سهل‏انگارى مضرّ يا سخت‏گيرى بى‏مورد به جامعه بشرى ارزانى داشته است. حجاب اسلامى همچون حجاب مورد توصيه پاپ‏ها، به معناى حبس زن در خانه يا پرده‏نشينى و دورى از شركت در مسايل اجتماعى نيست؛ بلكه بدين معناست كه زن در معاشرت خود با مردان بيگانه، موى سر و اندام خويش را بپوشاند و به جلوه‏گرى و خودنمايى نپردازد تا در جامعه، غريزه آتشين جنسى تحريك نگردد؛ بلكه در محيط خانواده، اين غريزه به صورت صحيح ارضا گردد.

 

پى‏نوشت:

1. روم، آيه 30.

2. اعراف، آيه 27.

3. شهيد مطهرى، جهان‏بينى توحيدى، ص 75.

4. جليل ضياءپور، پوشاك باستانى ايرانيان از كهن‏ترين زمان، ص 17 - 26 و ص‏51، 54، 56..

5. جليل ضياءپور، پوشاك زنان ايران، ص 64 - 194.

6. فرهت قائم‏مقامى، آزادى يا اسارت، ص‏106؛ تورات، باب استر، آيه 1.

7. ويل دورانت، تاريخ تمدن، ج‏1، ص‏552.

8. ويل دورانت، تاريخ تمدن، ج‏2، ص‏78 و برتراند راسل، زناشوئى و اخلاق، ص‏135.

9. يسنا، ص‏53، پندهاى 5 - 8؛ به نقل از: آموزشهاى زرتشت پيامبر ايران؛ رستم شهرزادى، آموزش گات‏ها، انجمن زرتشتيان، آبان 67.

10. «سدره» از نه پاره پارچه سفيد و نازك دوخته شده و در زير پيراهن، چسبيده به بدن پوشيده شود. سدره كه در اوستا (ستره) ناميده شده، به معناى آن نيز هست. علماى اسلام نيز براى بيان حكم حجاب از واژه ستر استفاده كرده‏اند. «كُشتى»، كمربند باريكى است كه از پشم گوسفند بافته شده و بايد پيوسته آن را بر روى سدره به كمر بندند؛ مؤبد موبدان، رستم شهرزادى، دين و دانش، انجمن زرتشتيان تهران، سال 1357.

11. خرده اوستا، فصل آفرينگان دهمان.

12. سالنماى 1372، چاپ انجمن زرتشتيان تهران، ص‏10.

13. وشنوه‏اى، حجاب در اسلام، ص‏59، به نقل از السيرة الحلبيه، ج‏2، ص‏49.

14. عبدالرسول عبدالحسن الغفّار، المرأه المعاصره، چاپ سوم، ص‏40.

15. ويل دورانت، تاريخ تمدن، ج‏12، ص‏66 .

16. ويل دورانت، تاريخ تمدن، ج‏12، ص‏62 .

17. همان، ص‏63.

18. تورات، سفر تثنيه، باب 22، فقره 5.

19. تورات، كتاب اشعياء نبى، باب سوم، فقره 16 - 26.

20. تورات، سفر اعداد، باب 5، فقره 18.

21. تورات، كتاب روت، باب دوم، فقره 8 - 10.

22. تورات، كتاب امثال سليمان نبى، باب ششم، فقره 1 - 10 و 20 - 26.

23. همان مدرك، باب سوم، فقره 15.

24. تورات، كتاب اشعياء نبى، باب 47، فقره 1 و 2.

25. تورات، كتاب غزل‏هاى سليمان، باب 4، فقره 1.

26. تورات، سفر پيدايش، باب 38، فقره 14 و 15.

27. ويل دورانت، تاريخ تمدن، ج‏12، ص‏34.

28. همان، ص‏31.

29. همان، ج‏1، ص‏492.

30. همان، ص‏30.

31. همان، ج‏12، ص‏28.

32. راب اماكهن، گنجينه‏اى از تلمود، ص‏186، ميشناكتوبوت 6 :7.

33. ويل دورانت، تاريخ تمدن، ج 1، ص 439.

34. شايان ذكر است كه اكنون مسيحيت، ازدواج را براى تمام مسيحيان مقدس مى‏شمرد و تنها آن را براى پاپ و اسقف‏هاى كليسا ممنوع مى‏داند.

35. انجيل، رساله پولس بتيطس، باب دوم، فقره 1 - 6 .

36. انجيل، رساله پوليس به تيموناؤس، باب دوم، فقره 9 - 15.

37. انجيل، رساله پطرس رسول، باب سوم، فقره 1 - 6 .

38. انجيل، رساله اول پولس رسول به قرنتيان، باب يازدهم، فقره 1 - 17.

39. همان، باب چهاردهم، فقره 34 - 36.

40. انجيل، رساله پولس رسول به تيموناؤس، باب سوم، فقره 11.

41. انجيل متى، باب اول، فقره 28 - 30.و باب هجدهم، فقره 8 - 10.

42. دكتر حكيم الاهى، زن و آزادى، ص 53.

43. مهذب، زن و آزادى، ص 65.

44. ويل دورانت، تاريخ تمدن، ج 13، ص 498 - 500، با اندكى تصرف و تلخيص.

45. براون و اشنايدر، پوشاك اقوام مختلف، ص 116.

46. سوره نور (24)، آيه 31.

47. احزاب، 59.

48. احزاب، آيه 32.

49. سنن ابى‏داوود، ج‏2، ص‏383.

50. مجلسى، بحارالانوار، ج‏103، ص‏243.

51. ناسخ التواريخ، ج‏2.

52. همان، ص‏163.

53. مجلسى، همان، ج‏103، ص‏258.

54. نهج‏الفصاحه، ص‏143.

55. شيخ حر عاملى، وسايل الشيعه، ج‏14، ص‏138و141


 

نوشته شده توسط اعظم نوری در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 ساعت 10:7 موضوع جامعه مهدوی و زن فاطمی | لینک ثابت


چاپ اول كتاب گوهر عفاف

 

چاپ اول كتاب گوهر عفاف نوشته سيد حسين اسحاقی از سوی مؤسسه بوستان كتاب منتشر و روانه بازار نشر شد.

اين اثر می‌كوشد جايگاه والای زن را در پيمودن مدارج كمال و رسيدن به مراتب عالی انسانيت را به روشنی تبيين كند.

کتاب حجاب

بر اساس مطالب كتاب، از ديدگاه اسلام، زن شخصيتی شايسته و رسالتی الهی دارد كه می‌تواند مصداق تحقق فلسفه خلقت، يعنی جانشين خدا شود. زن، مربی بشر است و می‌تواند با تربيت فرزند صالح، امتی را از گمراهی رهايی بخشد.

در بخشی از پيشگفتار كتاب آمده است: «جايگاه والای زن می‌طلبد كه اين گوهر آفرينش در صدف حجاب قرار گيرد تا ارزش‌های انسانی‌اش محفوظ بماند. فلسفه نگهبانی و پوشش اشياء، ارزش آنهاست و هر قدر افزايش يابد، درصد محافظت از آنها بيشتر می‌شود. حجاب، خيمه عفاف بانوان است و ايمان به خدا و ترس از آخرت از مهم‌ترين پايه‌های حجاب به شمار می‌روند. وقتی زن به علم و حكمت خدای تعالی ايمان بياورد و بپذيرد احكامی كه برای انسان تشريع شده است، آثار مثبتی دارند، از حكم الهی درباره حجاب استقبال می‌كند. شناخت آثار زيان‌بار خودنمايی زن، مكمل آگاهی‌هايی است كه از آن سخن خواهيم گفت.»


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط اعظم نوری در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 ساعت 9:55 موضوع جامعه مهدوی و زن فاطمی | لینک ثابت


چرا ما نباید مانند زنان غربی آزاد باشیم ؟

ژان پل سارتر در سفری که به قاهره رفته بود اظهار دشت : به همسرم اجازه می دهم با هر که دوست داشت روابط جنسی برقرار کند چنانچه او به خودم همین اجازه را  می دهد .چون تمام ما برای لذت بردن آفریده شده ایم و هرگاه خواستیم باید به سرچشمه های آن دست یابیم(واقعا چه طرز تفکر احمقانه ای) این داستان هم خواندنش بدنیست : روز نامه اطلاعات تحت عنوان تظاهرات اعتراضی هزاران زن آلمانی علیه بی بند و باری جنسی در آلمان چنین می نویسد: "در بن بیش از دو هزار تن از زنان آلمانی روز شنبه گذشته در مقابل دیوان عالی قضائی آلمان فدرال در شهر کالزوه دست به تظاهرات اعتراض آمیز نسبت به عدم حمایت قانونی از نوامیس بانوان در جوامع آلمان زدند.دیوان عالی قضائی آلمان چندی پیش رای دادگاه شهر وپرتال را دایر بر شش سال محکومیت برای یک نقاش ساختمان به جرم تجاوز به یک دختر کارآموز را مورد تجدید نظر قرار داد و مرد متجاوز را آزاد کرد . زنان آلمانی در اعتراض به رای دادگاه و رای دیوان عالی قضائی آلمان و عدم حمایت قانونی کافی از نوامیس خود به هنگام عبور از جلوی ساختمان دیوان با پرتاب تخم مرغ گندیده به این ساختمان و نوشتن شعار هائی نظیر " ما از ناموس خود دفاع می کنیم" (قابل توجه برخی مردها) به در و دیوار این ساختمان در مرکز شهر و چندین محل بدنام و مرکز نمایش فیلم های زننده و کلوپها ی شبانه حمله کرده و خواستار تعطیلی این مراکز شدند.(قابل توجه مخالفان طرح امنیت اجتمائی)آیا می توان این طرز شهوت رانی را آزادی نامید آزادی چه زیباست اگر به خود انسان و دیگران صدمه نزند و از راه خود انحراف پیدا نکند و شما ای خواهر تا حدودی آزاد هستی که آزادی دیگران را پایمال نکنی .بی حجابی و به روز بودن زیبائی و حرکات دلربای زن جامعه را منحرف و جوانان را به فحشا می کشاند .شاید فکر کنی که اگر جوانی شیفته ات شد او هرزه و چشم چران است اما با اندکی تامل علت چشم چرانی و هرزگی او را می یابی . فکر کن خواهرم.............


 

نوشته شده توسط اعظم نوری در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 ساعت 7:13 موضوع مسئولیت های زن فاطمی | لینک ثابت


دلایل حجاب از منظر اسلام

دلیل پوشش در اسلام چند چیز است

1)- آرامش روانی

روح بشر فوق العاده تحریک پذیر است. اشتباه است که گمان کنیم تحریک پذیری روح بشر محدود به حد خاصی است و از آن پس آرام می‌گیرد. هیچ مردی از تصاحب زیبا رویان و هیچ زنی از متوجه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالأخره هیچ دلی از هوس سیر نمی‌شود. از طرفی تقاضای نامحدود خواه ناخواه انجام نشدنی است و همیشه مقرون به نوعی احساس محرومیت در نتیجه دست نیافتن به آرزوهاو به نوبه خود منجر به اختلالات روحی و بیماریهای روانی می‌گردد.

اما علت اینکه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان یافته است این است که میل به خودنمایی و خود آرایی مخصوص زنان است از نظر تصاحب قلبها و دلها مرد شکار و زن شکارچی و از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار و مرد شکارچی است.

امام علی علیه السلام می‌فرماید:      

"رعایت کردن محرم نامحرمی برای انسان و همه زنان نامحرم مصونیت از افتادن در خیال گناه و خود گناه است."

2)- استحکام پیوند خانوادگی

در جامعه‌ای که زنان آن پوشش اسلامی ندارند معاشرت مردان با آنان محدود به حد خاصی نخواهد بود و نتیجه این معاشرت غالبا تحریکات جنسی هست و مردها به کمتر از آن قانع نیستند در چنین شرایطی ازدواج بمعنای محدود کردن هر یک از زن و مرد در محیط خانواده است و هر کدام دیگری را مزاحم و رقیب خود در کامجویی از دیگر افراد می‌داند لذا بنیاد خانواده سست خواهد گشت و بدنبال آن هر فردی برای کامجویی بیشتر ازدواج را سدی بزرگ بر سر راه خود می‌بیند و از آن می‌گریزد.

3)- استواری اجتماع

کشانیدن تمتعات جنسی از محیط خانه به اجتماع، نیروی کار و فعالیت اجتماع را ضعیف می‌کند. دختر و پسری که در کنار هم در محیط کار بدون پوشش مناسب مشغول کار می‌شوند، نمی‌توانند تمام حواس و همت خود را متوجه وظایف خود کنند.

امام صادق علیه السلام فرمود:

 حضرت عیسی به اصحابش گفت: "بر حذر باشید از نگاه آلوده، که در زمین قلب، میل به حرام می‌کارد، و برای نظر انداز فتنه ایجاد می‌کند، خوشا به حال کسی که دیده‌اش را در دل قرار داده، و دیده ی سر را برای امور لازم قرار دهد."

4)- ارزش و احترام زن

معمولا مرد از نظر جسمانی نسبت به زن برتری دارد و زن از نظر عاطفه برتری خود را بر مرد به اثبات رسانیده است. حریم نگه داشتن زن و متانت و وقار و عفت او در برابر مرد یکی از وسائلی است که زن برای حفظ مقام و ارزش خود می‌تواند از آن استفاده کند.

زن گوهری است گرانبها و مملو از عشق و محبت که برای حفظ خود از تعرض مردان هوس باز، بهترین راه  را باید برگزیند و آن حریم نگه داشتن از مردان است و این حریم جز در سایه حجاب و پوشش اسلامی بدست نمی‌آید.


 

نوشته شده توسط اعظم نوری در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 ساعت 7:12 موضوع جامعه مهدوی و زن فاطمی | لینک ثابت


چادر ملی ، چادر دانشجویی ، چادر اندامی !!!

مطمئنا شما عزيزان چادر جديد آستين دار! زيپ دار! رو ديدين... البته زيادم جديد نيس ولي جديدا خيلي خوشگل تر شده انگار! آخه اولش گشاد بود الان يه ذره از اين ور يه ذره از اون ور خلاصه يه کم از گشادي در اومده ... بهتر شده! اون موقع ها کيسه بود انگار!!!!!!! بعد الان زيپ داره تا زير گردن ميره بالا! مد روز شده...آستيناش رو توري دادن... گلدوزي شده...قشنگ شده...!!!
عجب!!!! اين قصه گمونم سر دراز دارد....
به قول مامان مانتويي هامون چادري نشدن که هيچ! چادري هامونم مانتويي شدن! هر روز يکي از چادري ها چادرشو تبديل مي کنه به چادر دانشجويي! اونم مدل 2007 چادر دانشجويي! چند وقت ديگه خواهيم ديد! :  چادر دانشجويي چاک دار 2008...چادردانشجويي بالا زانو2009!و سر انجام مد   2010 چادر دانشجويي اندامي!!! کف رو بزن به افتخارش! سوت! (البته الان يه جورايي جهش مدلي به مدل سالهاي اينده اتفاق افتاده!!!!) ... من نه  متحجرم...نه مخالف کارهاي نو و ابتکار... ولي با اين چيزي که الان افتاده تو جامعه و حدودا از سه چهار سال پيش حرفش در اومد مخالفم.... طرح براي چادر راحت و آسون زياده....مثلا من ابتدايي که بودم چون  از در و ديوار بالا ميرفتم و چادرمم همينطوري ول بود تو آسمونا!!! مامانم چادرمو تا نصفشو از پايين دوخت ...مثل خانم چادري اي که هواشناسي رو ميگن...اون چادر رو ديدين ؟ همونطوري منظورمه...نه جلوش باز مي مونه نه واسش تکون دادن دستش سخته.... يا حتي چادر عربي هم از اين چادر ايراني جديد! حجابش بهتره... من نميدونم چرا اينجوريش کردن؟ واقعا مي خواستن مانتويي ها رو چادري کنن؟ خب اين چادر دانشجويي تو وضعيت فعلي از خود مانتو بدتر شده که! اگرهم مي خواستن چادر گرفتن رو براي چادري ها راحت تر کنن بايد بهشون گفت قبل از آسون کردن چادري بودن براي چادري ها...مانتويي محجبه بودن رو براي مانتويي ها راحت کنين...
باز اگه بگيم برا پرسنل نيروي انتظامي اين چادر واقعا خوبه... هر چند اگه دقت کنين نيروي انتظامي داره از همون طرح اولي استفاده مي کنه که تا حدودي از مدل2007 اين چادر بهتره...
احتمالا خانوماي گلي که از اين چادر استفاده مي کنن هم اينجا هستن...عزيزاي آبجي...ريحانه ها ... درسته اين چادر  راحت تر هستش ولي خداييش مراقب باشين که اصل فلسفه ي چادري رو که ميذاشتين ازتون نگيره....
از طراح خوش فکر و عزيز اين چادرا هم ممنون ولي حتما طرح هاي بهتر هم ميتونه بده.... و البته عرض کردم طرح اولي و اصلي انقدر مشکل نداشت ولي اين مدل 2007 اين چادره رو بايد ديد و...؟؟
انشاالله اين چادره از اين بدتر نشه! خدا بهمون رحم کنه!!! مثلا يه روزي بشه مث  اون سمت چپي (سمتشو درس گفتم؟)

نمي دونم حالا چرا؟ ولي سال 83 و يه کم از 84  يه خطر ديگه چادري ها رو تهديد کرد که متاسفانه خيلي ها هم اسيرش شدن...
به فرهنگيا و  درکل تو بازار چادرايي ارائه مي شد از جنس توري! با گلهاي ريز و درشت ! به اسم چادر هاي مجلسي... خيلي بد بودا! متاسفانه خيلي ها هم گرفنتش و دوختن و  واقعا....
خانوماي چادري عزيز...دشمن ميدونه چادر رو از سرتون نمتونه بکشه ولي يه جورايي همون چادره رو مي خواد از اصلش بندازه... .
منتظر طرح هاي بهتر که به فلسفه ي چادر پايبند باشن و البته ذره ذره  بدتر از مانتوی نامناسب نشن هستیم... (هرچند هیچی جای چادر ماهی که الان سرمون می کنیم رو نمگیره... ابهت داره و شکوه)


 

نوشته شده توسط اعظم نوری در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 ساعت 7:11 موضوع جامعه مهدوی و زن فاطمی | لینک ثابت


احساس دختران آمریکایی درباره حجاب

بر اساس تعابیر دختران مسلمانی که در ایالات متحده زندگی می کنند، حجاب مانعی برای سهم فعال آنها در جامعه و لذت بردن از زندگی آنها ایجاد نمی کند، بلکه منبع قدرت، غرور و ابزاری برای اشاعه اطلاعات صحیح درباره دین اسلام محسوب می شود که همواره دچار سوء تعبیر است.

به گزارش مهر، هدی ربیعه دختر نوجوانی که در مقطع دبیرستان در کالیفرنیا تحصیل می کند در این مورد گفت: از زمانی که به سن تکلیف رسیده ام حجاب داشته ام واعتقاد دارم که هیچ تمایزی از آن زمان تاکنون میان من و دوستانم ایجاد نشده است. ابتدا آنها کنجکاو بودند بدانند این روسری چیست و چرا آن را می پوشم، آنها ده ها پرسش مطرح کردند و من به همه آنها پاسخ گفتم، پس از این که آنها اطلاعات مورد نیاز خود را دریافت کردند دیگر هرگز چنین پرسش و پاسخهایی مطرح نشد.

طی سالهای اخیر، گفتگو درباره حق زنان مسلمان برای پوشیدن حجاب در اماکن عمومی از موضوعات و بحثهای داغ غرب بوده است. فرانسه با توصیف حجاب به عنوان یک نماد دینی و عدم پوشش الزامی، آن را در مدارس دولتی خود ممنوع و به مناقشه سال 2004 دامن زد. مدت کوتاهی پس از آن سایر کشورهای اروپایی به ویژه آلمان از فرانسه پیروی کردند، به طوری که در حال حاضر در هشت ایالت این کشور پوشش حجاب در مدارس دولتی ممنوع شده است، اما در ایالات متحده داستان جداگانه ای روایت شده است.

سلسبیل الواعضی دانشجوی 18 ساله اوکلاهاما گفت: من هم همان کارهایی را انجام می دهم که اکثر جوانان همسن من انجام می دهد با دوستانم تفریح می کنم، سینما رفته و در رستوران غذا می خورم.

مریم خالد نوجوان محجبه 16 ساله نیز گفت: اوقاتی را که همراه دوستانم می گذارنم همان کارهایی را انجام می دهم که تقریباً هر دختر نوجوان دیگری در این کشور انجام می دهد و از عمل به دستورات دینم احساس مسرت و راحتی می کنم.

حدود 6 تا 7 میلیون مسلمان در ایالات متحده زندگی می کنند که این تعداد کمتر از 3 درصد جمعیت 300 میلیونی این کشور را دربرگرفته است.

در نظر بسیاری از دختران مسلمان آلمان حجاب به منزله مسئولیت پذیری و مستلزم توجه به اعمال و رفتار فردی است.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط اعظم نوری در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 ساعت 7:7 موضوع جامعه مهدوی و زن فاطمی | لینک ثابت


دکتر علی شریعتی:

دکتر شریعتی شاید تنها کسی باشه که هم با حجابها قبولش دارن هم بی حجابها ! برای همین این پست رو به ایشون اختصاص میدیم ...

دکتر علی شریعتی:                                   

تجربه نشان می دهد که به عنوان اینکه دین فلان چیز را می گوید ، نمی شود حجاب را بر زن تحمیل کرد ، و عبادت را بر پسر تحمیل کرد ، مگر اینکه یک آگاهی انسانی پیدا کند ، و این ها نماینده یک طرز فکر باشد.

البته حجاب غیر از چادر است ؛ چادر فرم است.

اصل قضیه این است که ، این دختری که الان می خواهد پوشش را انتخاب کند ، انگیزه اش چیست؟

معمولا انگیزه این است که « مادرم همینطور بوده ، خاله ام همینطور است ، محیطمان همینطور است ».این ، یک لباس سنتی است ؛ نشانه طبقه عقب مانده در حال مرگ است. جلویش را هم نمی توان گرفت ؛ بخواهی ده سال دیگر هم ادامه اش بدهی ، بعد از سال یازدهم تمام می شود  ؛ رشد و تکاملش به سمت ریختن این حجاب است ، یعنی تکامل جامعه به سمت تَرک آن سمبل های سنتی اُمّلی.

بنابر این شما طرز فکر بچه ها را عوض کنید ، آنها خودشان پوشش را انتخاب خواهند کرد ؛ شما نمی خواهد مدلش را بدوزید و تنش کنید ! او خودش انتخاب می کند. شما را بطه عاشقانه بین او و این عالم وجود برقرار کنید ؛ او خودش به نماز می ایستد . هی به زور بیدارش نکنید !


 

نوشته شده توسط اعظم نوری در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 ساعت 7:4 موضوع جامعه مهدوی و زن فاطمی | لینک ثابت


دکتر علی شریعتی:

دکتر شریعتی شاید تنها کسی باشه که هم با حجابها قبولش دارن هم بی حجابها ! برای همین این پست رو به ایشون اختصاص میدیم ...

دکتر علی شریعتی:                                   

تجربه نشان می دهد که به عنوان اینکه دین فلان چیز را می گوید ، نمی شود حجاب را بر زن تحمیل کرد ، و عبادت را بر پسر تحمیل کرد ، مگر اینکه یک آگاهی انسانی پیدا کند ، و این ها نماینده یک طرز فکر باشد.

البته حجاب غیر از چادر است ؛ چادر فرم است.

اصل قضیه این است که ، این دختری که الان می خواهد پوشش را انتخاب کند ، انگیزه اش چیست؟

معمولا انگیزه این است که « مادرم همینطور بوده ، خاله ام همینطور است ، محیطمان همینطور است ».این ، یک لباس سنتی است ؛ نشانه طبقه عقب مانده در حال مرگ است. جلویش را هم نمی توان گرفت ؛ بخواهی ده سال دیگر هم ادامه اش بدهی ، بعد از سال یازدهم تمام می شود  ؛ رشد و تکاملش به سمت ریختن این حجاب است ، یعنی تکامل جامعه به سمت تَرک آن سمبل های سنتی اُمّلی.

بنابر این شما طرز فکر بچه ها را عوض کنید ، آنها خودشان پوشش را انتخاب خواهند کرد ؛ شما نمی خواهد مدلش را بدوزید و تنش کنید ! او خودش انتخاب می کند. شما را بطه عاشقانه بین او و این عالم وجود برقرار کنید ؛ او خودش به نماز می ایستد . هی به زور بیدارش نکنید !


 

نوشته شده توسط اعظم نوری در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 ساعت 6:59 موضوع جامعه مهدوی و زن فاطمی | لینک ثابت


تفسير آيه کريمه‏ي جدار

همانطوريکه گذشت، مراد از جدار در آيه‏ي مبارکه همان ديواري مي‏باشد، که خضر بواسطه‏ي حفظ گنجينه و سرمايه دو يتيم به تعمير آن پرداخت، تا از دسترسي و تجاوز بيگانه محفوظ بماند.
آيه‏ي، (و اما الجدار فکان لغلامين يتيمين في المدينه و کان تحته کنز لهما و کان ابوهما صالحا)(سوره کهف)  يکي از آيات بسيار مهم در معرفت علوم و اسرار الهي مي‏باشد، که از حقيقت کنز مخفي و مستور و مکنون در اسرار غيب الهي حکايت مي‏نمايد و به رمز مي‏آموزد تا گنجينه‏ها و ذخائر باارزش معنوي از دسترس غير دور، و در حفاظت از آن سعي بي‏دريغ نمود.
اين حقيقت نهان، در پرده‏ي اسرار خويش پيامي از نور را در رعايت حريم کبريائي اهل بيت نبي مکرم اسلام به بشر مي‏آموزد، تا تفاوتهاي جنود عقل و جهل را از همديگر متمايز سازد.
نمونه‏هاي عالي تفسير اين کلام آسماني را، تنها مي‏توان از زبان کساني شنيد، که خود فهم کتاب خدا را از سراپرده‏ي غيب آموخته و لسان ناطق اسرار وحي گرديده باشند.
آنانکه سرّ حقيقت خلق گرديده، و اسرار وجود آنان همواره جزء مکنونات و مستورات مقربين بوده است.
سخنهاي ناگفته فراوان وجود دارد، و در اين مجال نيز جاي بيان نمي‏باشد.
1- عن زراره و حران عن ابي‏جعفر و ابيعبدالله عليهماالسلام قالا: يحفظ الاطفال باعمال آبائهم کما حفظ الله الغلامين بصلاح ابيهما..

از امام باقر و امام صادق عليهماالسلام روايت نموده‏اند که آن دو امام بزرگوار فرموده‏اند: به احترام اعمال پدران نيک کردار و صالح، فرزندان آنان مورد احترام قرار مي‏گيرند، همانطوريکه در آيه‏ي مبارکه آن دو طفل بخاطر صلاح پدر خويش، مورد لطف قرار گرفتند.
2- و قال زيد بن علي عليه‏السلام: و قرا الايه (و کان ابوهما صالح)، قال: حفظهما الله بصلاح ابيهما، و ما ذکر منهما صلاح، فنحن احق بالموده، ابونا رسول‏الله صلي الله عليه و آله وجدتنا خديجه و امنا فاطمه الزهرا و ابونا اميرالمومنين علي بن ابي‏طالب عليهم‏السلام.  .

زيد بن علي بن الحسين آيه‏ي مبارکه‏ي (و کان ابوهما صالح) را قرائت نمود و سپس فرمود: آنها بخاطر اعمال صالح پدر خويش مورد لطف قرار گرفتند، اگر چنين باشد، پس ما سزاوارتر به مودّت و دوستي مي‏باشيم، پدر ما رسول خدا و جدّه‏ي ما خديجه، مادر ما صديقه‏ي طاهره فاطمه‏ي زهرا و پدر ما علي بين ابي‏طالب مي‏باشد.

و در تفسير عياشي از امام صادق عليه‏السلام روايت شده است، که فرمود: خداوند اولاد شخص مؤمن را تا هزار سال در نسلهاي او مورد لطف خود قرار داده، و در آيه‏ي مبارکه، آن دو يتيم با پدر نيکوکار و صالح خود هفت صد سال فاصله داشتند.
6- و في تفسير العياشي: فلعل المراد ان الله تعالي کما حفظ العلم تحت الجدار للغلامين لصلاح ابيهما، فلذلک حفظ العلم لصلاح علي و الحسن و الحسين عليهم‏السلام في اولادهم الي ان يظهر القائم عليه‏السلام، للخلق، او حفظ علم الرسول باميرالمومنين للحسنين صلوات الله عليهم، فاقام عليا للخلافه بعد ان اصابه ما اصابه من المخالفين والله يعلم، و کان ابوهما صالحا، و کان بينهما و بين هذا الاب الصالح سبعون ابا حفظهما الله بصلاحه. 

در تفسير عياشي چنين آمده است: شايد مراد از کنز مخفي در تحت جدار که خداوند آنرا از دستبرد ديگران حفظ نمود اين باشد، که تمامي علومي را که خداوند به رسولش داده بود بواسطه‏ي حرمت علي بن ابي‏طالب و امام حسن و امام حسين براي اولاد آنان تا وجود اقدس صاحب‏الزمان حفظ نمايد، پس علي بن ابي‏طالب بعنوان خليفه‏ي رسول خدا، که پس از آن حضرت با مصيبت بارترين ظلمها از ناحيه‏ي مخالفين مواجه گرديد، و با همه‏ي آن مصائب باز امانت الهي را با تمامي مشکلات آن به امامان بعد از خود رسانيد.

و در آيه‏ي مبارکه: پدر آن دو يتيم نيز مرد صالحي بود، و آنچه را که در طول هفتاد نسل بر آنها واقع شده بود بخاطر صلاح و عمل نيک او صورت پذيرفته بود.
7- أمالي شيخ الطائفه: باسناده إلي جعفر بن حبيب النهدي أنه سمع جعفر بن محمد يقول: احفظوا فينا ما حفظ العبد الصالح في اليتيمين، و کان ابوهما صالحا.

شيخ طوسي در کتاب امالي از امام صادق عليه‏السلام روايت نموده است که آن حضرت فرمود: همانطوريکه بخاطر آن بنده‏ي صالح خداوند يتيمان او را مورد لطف و مهرباني قرار داد، با ما نيز شما همانطور رفتار نمائيد.
8- و عن مسعده بن صدقه عن جعفر بن محمد عن آبائه عليهم‏السلام ان النبي صلي الله عليه و آله قال: ان الله ليخلف العبد الصالح من بعد موته في اهله و ماله، و ان کان اهله اهل السوء، ثم قرا الايه (و کان ابوهما صالحا).



 

نوشته شده توسط اعظم نوری در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 ساعت 7:57 موضوع | لینک ثابت


انفاق لباس عروسي

نقل شده که پيامبر اکرم (ص) در عروسي فاطمه زهرا (س) يک دست پيراهن نو به دخترش داده بود تا در شب عروسي بپوشد. هنگامي که حضرت فاطمه (س) به خانه زفاف رفت و بر سجاده عبادت، در حال مناجات با پروردگار بود، زن مستمندي به در خانه آمد و اظهار نياز کرد و لباسي طلبيد. فاطمه (س) که در آن وقت دو پيراهن داشت: يکي کهنه و ديگري نو، به مصداق آيه «لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون؛ (آل عمران/92) هرگز به نيکي دست نمي يابيد و از نيکان نمي شويد، مگر اينکه از آنچه دوست مي داريد، انفاق کنيد.» پيراهن نو را به فقير بخشيد. فرداي آن شب، چون رسول خدا (ص) پيراهن کهنه را در تن او ديد و از علت آن پرسيد، حضرت زهرا (س) عرض کرد: «آن را به فقير دادم و اين روش را از شما آموخته ام.»

ریاحین الشریعه


 

نوشته شده توسط اعظم نوری در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 ساعت 7:49 موضوع جامعه مهدوی و زن فاطمی | لینک ثابت


احترام به شخصيت همسر

اصحاب همگي پروانه وار گرداگرد وجود رسول الله(ص) حلقه زده بودند تا از سخنان زيبا و شيرين و دستورالعملهاي معرفتآفرين پيامبر در باره شيوه زندگي و روش برخورد با همسر بهره جويند. ناگاه چهره به نور نشسته رسول اکرم(ص) نگاه اطرافيان را به سوي خود کشانيد و سخنان کوتاه و جامع او که به طور شمرده و با آهنگي زيبا ادا مي شد، شروع گرديد:
(برادرم جبرئيل به من خبر داد و همواره سفارش زنان را مي نمود، تا آنجا که من گمان کردم براي شوهر جايز نيست که به زنش اف بگويد... شما مردان زنان را به عنوان امانت خدايي گرفته ايد.[1]  بهترين شما مردي است که با زنش خوشرفتار باشد و من از همه شما بيشتر به زنانم احترام مي گذارم و خوش رفتارترم.
مرد مسلمان بعد از اسلام، بهره اي برتر از همسري مسلمان با اين صفات نبرده است آنگاه که به او مي نگرد مسرت بخش او و در برابر امرش مطيع و در غيابش حافظ ناموس خود و مال شوهرش باشد.[2]  زني که به شوهر خود اذيت کند و به او احترام نگذارد نماز و هيچ يک از اعمال او به درگاه خدا قبول نمي شود، اگر چه شب و روز را با نماز و روزه بگذراند، برده آزاد کند، مال در راه خدا انفاق نمايد، تا آن که شوهرش از دست او راضي شود.[3]  هر مردي که به صورت همسرش يک سيلي بزند، خداوند عزوجل به مالک دوزخ فرمان مي دهد او را در جهنم هفتاد سيلي بزند.)[4]  پس از پايان سخنان رسول الله(ص) مردي خدمت حضرت آمد و عرض کرد:
همسري دارم که هر گاه وارد خانه مي شوم به استقبالم ميآيد و چون خارج مي شوم بدرقه ام مي کند. زماني که مرا اندوهگين مي بيند، مي گويد: اگر براي روزي و مخارج زندگي غصه مي خوري، بدان که ديگري (خداوند بزرگ) آن را به عهده گرفته است و اگر براي آخرت اندوهگيني، خداوند اندوهت را افزون کند تا بيشتر به آخرت خود بينديشي.
پيامبر اکرم(ص) فرمود: خداوند بر روي زمين عاملاني و کارگزاراني دارد و اين زن يکي از عاملان خداست و او نصف پاداش شهيد را دارد.[5] .

از خدا جوييم توفيق ادب 
بي ادب محروم ماند از لطف رب

بي ادب تنها نه خود را داشت بد 
بلکه آتش بر همه آفاق زد [6] .

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط اعظم نوری در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 ساعت 7:47 موضوع جامعه مهدوی و زن فاطمی | لینک ثابت


شيوه مديريتي فاطمي بايد در ميان مردم و سياست‌گذاران عملي شود

زهره طبيب‌زاده نوري در مراسم بيعت با امام‌(ره) و رهبري در مرقد مطهر بينانگذار جمهوري اسلامي ايران كه در آغاز هفته بزرگداشت مقام زن و روز مادر برگزار شد، در گفت‌وگوي اختصاصي با خبرنگار اجتماعي فارس درباره الگوي مديريتي حضرت فاطمه‌(س) گفت: حضرت فاطمه زهرا‌(س) الگوي عملي همه‌جانبه بوده و خصائص شخصيتي ايشان در همه عرصه‌ها بايد معاصرسازي شود و به عنوان الگو مدنظر قرار گيرد.
وي با اشاره به اين‌كه حضرت فاطمه‌(س) به لحاظ مديريتي نيز مي‌توانند به عنوان اسوه و الگو در جهان معاصر مطرح باشند، تصريح كرد: امروزه درباره سبك‌هاي مديريتي، آموزشي، مشاوره‌اي و غيره، همايش‌ها و كتاب‌هاي مختلف نوشته مي‌شود كه بعد از برگزاري و نگارش بدون اين‌كه بسياري از مطالب همايش‌ها و كتاب‌ها جنبه عملي پيدا كند، موضوعات تئوري آن‌ها در همان زمان‌ها در حد طرح در همايش مي‌ماند، در حالي‌كه اگر در زندگي كوتاه امر پربار زهراي اطهر‌(س) مطالعه عميق صورت گيرد، يقيناً كاربردي بسياري مطلوب و قابل ارائه براي خدمت به مردم به دست مي‌آيد هر چند سيستم اداره جامعه و مديريت آن روز به سبك پيچيده امروز نبوده است.
مشاور رئيس‌جمهور در امور زنان به آموزش‌هاي فقي و پاسخ به سئوالات عقيدتي و نيز مشاوره براي گره‌گشايي از مشكلات زنان از سوي حضرت فاطمه‌(س) اشاره كرد و افزود: آموزش‌هاي ايشان به زنان و تعليمات چهره به چهره‌اي كه براي زنان مهاجر و انصار داشتند سبب انتقال اين آموزش‌ها به وسيله زنان به همسران و فرزندان آنان مي‌شد؛‌ همان چيزي كه امروز پس از 1400 سال هنوز بهترين سبك آموزشي و مشاوره است.
وي اضافه كرد: حضرت فاطمه (س) براي دفاع از ولايت حضرت علي‌(ع) و حقانيت امامت او به خطابه در مسجد بسنده نكرد بلكه براي تعميق اين باور در ميان مسلمانان به در خانه تمامي مهاجران و انصار مي‌رفت و آنان را از عملكرد سياسي به كار گرفته شده توسط آنان منع مي‌كرد.
طبيب‌زاده يكي از موارد مديريتي حضرت فاطمه‌(س) را عملكرد ايشان در التيام‌بخشي به آلام مجروحان در جنگ‌ها خواند و تصريح كرد: سختي‌هاي مبارزاتي حضرت فاطمه‌(س) و هدايت ايشان در پشت جبهه‌هاي جنگ و حمايت رواني و معنوي از زنان و خانواده‌هايي كه مردانشان در جبهه‌ها حضور داشتند؛ دلجويي از خانواده‌هاي شهدا، مديريت زيباي يك زن را در تاريخ برجاي نهاده كه مي‌تواند الگوي عملي براي ما در شرايط بحراني جنگ و حوادث مخاطره‌آميز مختلف باشد.
وي با تأكيد بر اين‌كه حضرت فاطمه‌(س) در زمان خود حضور فرهنگي، علمي و سياسي بارز و شاخص داشتند و در بحث سياسي افكار عمومي را به خوبي مديريت مي‌كردند، يادآور شد: ايشان با مديريت بر نحوه امر به معروف و نهي از منكر در جامعه، حق ولايت ناديده گرفته شده و بي‌اعتنايي به سفارشات پيامبر‌(ص) در معرفي جانشين خود و حق و امامت حضرت علي‌(ع) را به خوبي ادا كرده و هم اين اعمال را در نهايت عفت و پاكدامني و با حفظ همه حريم‌ها صورت داد.
رئيس مركز امور زنان و خانواده رياست جمهوري با تأكيد بر اين‌كه مديريت زمان كاملاً در برنامه‌ريزي زندگي خانوادگي، اجتماعي و سياسي آن حضرت هويداست، خاطرنشان كرد: وقتي آن حضرت خود در مديريت فرهنگي و سياسي مشاركت مي‌كند و درس ايثار را با رفتار خود در خانه آموزش مي‌دهد، حسين‌(ع) ياد مي‌گيرد كه در برابر ظلم يزيد سكوت نكند و دنيا را با حماسه عاشورايي خويش تربيت انساني ـ سياسي كند.
وي به خطبه حضرت زهرا‌(س) اشاره كرد و ادامه داد: خطبه سراسر جسارت و تدبير فدكيه، به زينب‌(س) مي‌آموزد كه در شام و كوفه در دفاع از احقاق حقوق ولايت با جسارت قيام كند و سمت قهرماني در پيام‌رساني عاشورا را به خود اختصاص دهد.
رئيس ستاد هفته بزرگداشت مقام زن و روز مادر در پايان توصيه كرد: شيوه مديريتي فاطمي بررسي، مطالعه و در ميان مردم و سياست‌گذاران معاصر‌سازي شود.


 

نوشته شده توسط اعظم نوری در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 ساعت 7:25 موضوع مسئولیت های زن فاطمی | لینک ثابت


گزیده ای از قصیده مراسم عقد فاطمه (س) وعلی (ع) را بخوانید:

گزیده ای از قصیده مراسم عقد فاطمه (س) وعلی (ع) را بخوانید                                 خواند احمد مِهر را بر مرتضــــــــی                 گفت: آیا ای علی هســــتی رضا؟  اشــک در چشمان حیدر می دوید                 برق عشـــــــق از دیدگانِ او جهید

  ضربِ قلب او کنون چون طـــبل بود                عاشق زهــــــــرا، علی از قبل بود

  او قَبِلتُ گفت از اعــــــــــماقِ جان                هـلهله زان شد به پا در اِنس و جان

 غنچه لبخند بر زهــــــــــرا شکفت                چون شنید آن جمله را آندم ز جُفت



 

نوشته شده توسط اعظم نوری در چهارشنبه دوم بهمن 1387 ساعت 11:45 موضوع | لینک ثابت


نگاهي به سيره رفتاري حضرت زهرا (س)

اشاره:
سخن را از اين جا آغاز مي‏كنيم كه طبق نقل جابربن عبدالله انصاري، پيامبراكرم(ص) فرمود: جبرئيل نزد من آمد و گفت: خداوند خطاب به شما چنين فرمود:
"يا اَحْمَدُ لَوْلاكَ لَما خَلَقْتُ الاَفْلاكَ، وَ لَوْلا عَلِيٌّ لَما خَلَقْتُكَ، وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما؛ اي احمد! اگر تو نبودي، موجودات را نمي‏آفريدم، و اگر علي(ع) نبود، تو را نمي‏آفريدم، و اگر فاطمه(س) نبود شما دو نفر را نمي‏آفريدم."1

نيز پيامبر(ص) فرمود: "رائحةُ الأنبياء رائحةُ السَّفَرْجَل، وَ رائحَةُ الْحُورِ الْعَيْنِ رائحَةُ الآس، وَ رائحَةُ الْمَلائكَةِ رائحة الْوَرْدِ، وَ رائحة اِبْنَتِي فاطِمَةَ الزَّهْراء رائحةُ السَّفَرْجَلِ والآس وَالْوَرْدِ؛ بوي پيامبران همچون بوي "بِه" است، بوي بانوان بهشت، همچون بوي درخت مورد (شبيه درخت انار كه برگ و گل خوشبو دارد) مي‏باشد، بوي فرشتگان همچون بوي گل سرخ است، و بوي دخترم زهرا(س) همچون بوي به و مورد و گل سرخ است."2

اين دو حديث عميق، حاكي از آن است كه وجود مقدّس حضرت زهرا(س) در جهان معنا و آشكار، عصاره نيكيها و ارزشهاست، و خوي و سرشت و زيبايي ظاهر و باطن پيامبران، بانوان بهشت و فرشتگان، در يكجا در وجود پربركت حضرت زهرا(س) جمع است. بنابراين زندگي درخشان او، سزاوار و شايسته است كه الگوي زندگي انسانها شده تا آنها به سعادت و پيروزي دو جهان نايل شوند، چنان كه حضرت قائم آل محمد (ص) او را الگو قرار داده و فرمود: "وَفِي اِبْنَةِ رَسُولِ اللّهِ لِي اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ؛ زندگي دختر پيامبر(ص) (حضرت زهرا عليهاالسلام) الگوي شايسته‏اي براي من است."3
بر همين اساس، نظر شما را به چند نمونه از سيره رفتاري آن بزرگ بانوي تكرار ناپذير تاريخ جلب مي‏كنيم، تا درسهاي سازنده‏اي فرا راه ما باشد:


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط اعظم نوری در چهارشنبه دوم بهمن 1387 ساعت 11:38 موضوع مسئولیت های زن فاطمی | لینک ثابت


بچه را آن طور نمی زنند !

شبهایی که آقای حاج شیخ رجبعلی جلسه میرفته، مأمور بردن و آوردن ایشان، مرحوم صنوبری بوده است...
یک روز آماده می شود که حاج شیخ را ببرد به جلسه، خانم ایشان از بچه اش ناراحت شده، گویا بچه کاری می کرده، اذیت می کرده، یک دفعه به صورتی که بجه غافل بوده می زند به پشت او؛ تا این ضربه را می زند، کمر خودش خمیده شده و به شدت شروع می کند به درد گرفتن!

آقای صنوبری وقتی خانمش را در این وضع می بیند، می گوید: من می خواهم بروم دنبال آقا شیخ رجبغلی، تو هم بیا توی ماشین؛ سر راه تو را به درمانگاهی می برم...
رفتیم آقا شیخ رجبعلی را سوار کردیم.... همینطور که داشتیم می رفتیم گفتم: آقای حاج شیخ! ایشان که عقب ماشین نشسته، خانم من است، می خواهم ببرم دکتر؛ ایشان را دعا بفرمایید!
آقا شیخ رجبعلی گفت: دکتر نمی خواهد؛ بچه را آنطور نمی زنند!
گفتم: آقا چکار کنیم؟!
فرمود: خوشحالش کنید... یک چیزی بخرید تا خوشحال شود! گفت: رفتیم یک چیزی، اسباب بازی یا خوردنی گرفتیم و دادیم دست بچه؛ همینکه خوشحال شد، کمر این خانم که از شدت درد خمیده شده بود، مثل فنر باز شد و کاملاً خوب شد!
 


 

نوشته شده توسط اعظم نوری در شنبه شانزدهم آذر 1387 ساعت 7:16 موضوع | لینک ثابت


از دست دادن فیوضات معنوی

 

نقل است که : مرحوم آقا شیخ رجبعلی خیاط (رضوان الله علیه) با عده ای به کربلا مشرف شده بودند. در میان آنان یک زن و شوهری بودند.
یک روز که از حرم پس از انجام زیارت بیرون آمده و بر می گشتند، این زن و شوهر با فاصله قابل ملاحظه ای از شیخ و در پشت سر ایشان راه می رفتند... در میان راه در ضمن صحبتی که بین آنها می شود، آن خانم یک نیشی به شوهرش زده و سخنی آزار دهنده به وی می گوید.

هنگامی که همه وارد منزل و آن محل استراحت می شوند و آقا شیخ رجبعلی به افراد (به اصطلاح) زیارت قبولی می گوید؛ به آن خانم که می رسد، می فرماید: تو که هیچ، همه را ریختی زمین!
آن خانم می گوید: ای آقا! چطور؟! من این همه راه آمده ام کربلا؛ مگر من چکار کرده ام؟!
فرمود: از حرم آمدیم بیرون، نیشی که زدی، همه اش رفت!
یعنی همه نور معنوی و فیوضاتی که از زیارت کسب کرده بودی، با این عملت از بین بردی!
 


 

نوشته شده توسط اعظم نوری در شنبه شانزدهم آذر 1387 ساعت 7:15 موضوع | لینک ثابت


شخصيت اسلامى انسانى زن

آيت الله فضل الله: مـن در مطالعه و بررسى مسايل اساسى و عمـومى زن از شيوه قرآنى بهره مى گيرم. قرآن كريـم بر جايگاه انسانى زن و مرد به طـور برابر تإكيد مـى ورزد و آن دو را دو عنصر انسانى مـى دانـد كه هيچ كـدام به لحاظ ارزش انسانـى بر ديگـرى بـرتـرى نـدارد. اين مطلب را از ايـن آيه قـرآن درمـى يابيـم كه: ((الذى خلقكـم مـن نفـس واحـده و خلق منها زوجها)) آنكه (پروردگارتان) شما را از يك تـن بيافـريـد و از آن يك تـن همسـر او را. ملاحظه مى كنيـم كه ايـن آيه اشاره مى كند به اينكه زن و مرد كامل كننده يكديگرند. در فرآيند تكامل انسانـى مرد همسر (زوج) زن است و زن همسر (زوجه) مرد است. معنى زوجيت هـم هميـن است. زيرا زوجيت به ايـن معنا نيست كه دو چيز بريـده از هـم و منفصل از يكـديگر در كنار هـم باشند بلكه به ايـن معناست كه دو چيز پيـوسته و مرتبط به يكديگر و متنوع (گونه گـون) با هـم باشند. ديگر مفهومى ندارد كه مثلا از زوجيت بيـن سنگ و درخت سخـن بگـوييـم; زيـرا ايـن دو پيوند و ارتباطى با هم ندارد.

از ايـن مسإله در امـور ديگر نيز به تفصيل مى تـوانيـم استفاده كنيم. مثلا در تجـربه آدم و حـوا, مشاهـده مـى كنيـم كه خـداونـد هنگامى كه از تجربه نخستين انسان, در برابر نخستيـن تكليفـى كه متـوجه او مى كند, سخـن مى گـويـد, تنها مرد را مكلف نمـى دانـد و تكليف را متوجه هر دو با هـم مى كند: ((لا تقربا هذه الشجره)) به اين درخت نزديك مشويد.

آنگـاه كه آن دو ايـن تكليف ارشـادى را ـ كه خـدا از طــريق آن مى خواست آن دو را وارد تجربه رويارويى با شيطان كند تا با ايـن تجربه, ماهيت دروغ و فريب و حسـد شيطان را دريابند و در آينـده از ايـن تجربه عبرت بگيرند ـ ناديده گرفتند, باز از هر دو سخـن مى گويد: ((فاكلا منها)) پس هر دو از آن خوردند. پـس از ايـن, از نتيجه ايـن تجربه كه هبـوط (فرود آمـدن) به سبب تإثيرپذيرى از شيطان بـود بـاز چنيـن مـى گـويـد: كه ((فـازلهما الشيطـان عنها فاخـرجهما مما كانا فيه)) پـس شيطان آن دو را به خطا وا داشت و از بهشتى كه در آن بـودند, بيرون راند. با تـوجه و دقت در ايـن آيه مى بينيـم كه نظريه اسلامـى ـ بنا به تصـريح قرآن ـ با نظريه مسيحيت و ديگر نظرياتـى كه بار ((گناه)) را به دوش زن مى اندازد و زن را مايه گمراهـى مرد مـى داند, تفاوت بنياديـن دارد. اسلام, آدم و حوا را يكجا و با هم مسوول ايـن سقوط[ از بهشت] كه علماى كلام از منافات يا عدم منافات آن با عصمت سخـن گفته اند, مى داند.

علاوه بر عالم مسووليت, در عالـم ارزشهاى اخلاقى نيز تفاوتى بيـن زن و مرد نمـى بينيـم. ((انـى لا اضيع عمل عامل منكـم مـن ذكر او انثـى)) مـن كار هيچ كارگزارى را از شما, چه زن و چه مرد يعنـى اينكه نتايج مثبت مسـووليت نسبت به زن و مـرد برابـر است. و به هميـن ترتيب نتايج منفى نيز براى هر دو يكسان است: ((الزانيه و الزانـى فاجلدوا كل واحد منهما مإه جلده)) زن و مرد زناكار را هر يك صـد ضربه بزنيد. و ((السارق و السارقه فاقطعوا ايديهما)) دست مرد دزد و زن دزد را ببريـد. تفصيل بيشتر ايـن تساوى را در سوره احزاب بهتر مشاهده مى كنيم كه ((ان المسلميـن و المسلمات و المـومنيـن و المـومنات و القانتيـن و القانتـات و الصادقيـن و الصادقات و الصابـريـن و الصـابـرات و الخاشعيـن و الخـاشعات و المتصـدقيـن و المتصـدقات و الصائميـن و الصائمات و الحـافظيـن فروجهم و الحافظات و الذاكريـن الله كثيرا و الذاكرات اعد الله لهم مغفـره و اجـرا عظيما)) خـدا بـراى مـردان مسلمـان و زنـان مسلمان و مردان مومـن و زنان مـومـن و مـردان اهل اطاعت و زنان اهل اطاعت و مـردان راستگـوى و زنان راستگـوى و مـردان شكيبا و زنان شكيبا و مردان خداترس و زنان خـداترس و مردان صـدقه دهنده و زنان صـدقه دهنـده و مردان روزه دار و زنان روزه دار و مردانـى كه شرمگاه خود را حفظ مـى كننـد و زنانـى كه شرمگاه خـود را حفظ مى كنند و مردانى كه خدا را فراوان ياد مـى كنند و زنانـى كه خدا را فـراوان ياد مـى كننـد, آمـرزش و مزدى بزرگ آماده كـرده است.

و بر هميـن منـوال هنگامـى كه از مسـووليت زن و مـرد در برابـر دستـورهاى خـداوند سخـن مى گـويد چنيـن بيان مـى كند: ((و ما كان لمـومـن و لا مـومنه اذا قضـى الله و رسـوله امـرا ان يكـون لهم الخيره من امرهـم)) هيچ مرد مومـن و زن مـومنى را نرسد كه چـون خـدا و پيامبرش در كارى حكـم كردند, آنها را در كارشان اختيارى باشد. و اگر بخـواهيم بيش از ايـن پيـش رويم ملاحظه مـى كنيـم كه خداوند زن كافر را نمونه و الگوى مردان و زنان كافر و زن مومـن را نمـونه و الگـوى مـردان و زنـان مـومـن خـوانده است.

بنابرايـن, زن ضرب المثل ارزشهاى اخلاقـى منفـى براى همه مردان و زنان منحـرف است: ((ضـرب الله مثلا للذيـن كفـروا امرإه نـوح و امرإه لوط كانتا تحت عبدين مـن عبادنا صالحيـن فخانتاهما فلـم تغنيا عنهما مـن الله شيئا و قيل ادخلا النار مع الداخلين)) خدا براى كافران مثل زن نـوح و زن لـوط را مىآورد كه هر دو در نكاح دو تـن از بندگان صالح ما بـودند و به آن دو خيانت ورزيـدنـد و آنها نتـوانستنـد از زنان خـود دفع عذاب كننـد و گفته شـد: بـا ديگران به آتـش درآييـد. و نمـونه و الگـوى همه ارزشهاى اخلاقـى مثبت بـراى همه مردان و زنان مـومـن يك زن است: ((ضرب الله مثلا للذيـن آمنـوا امرإه فرعون اذ قالت رب ابـن لـى عندك بيتا فـى الجنه و نجنى من فرعون و عمله و نجنى مـن القـوم الظالميـن)) و خـدا براى كسانـى كه ايمان آورده اند, زن فرعون را مثل مـى زنـد, آنگـاه كه گفت: اى پـروردگـار مـن, بـراى مـن در بهشت نزد خـود خانه اى بنا كـن و مرا از فـرعون و عملـش نجات ده و مرا از مردم ستمكاره برهان.

بنابـراين به لحاظ ارزشـى, تفاوتـى بين زن و مرد نيست, و چنيـن نيست كه مرد اصل و مدار و محـورى باشد كه زن به او اقتـدا كند. بلكه جـايگـاه زن و مـرد يكسـان است و از آن رو كه معيـار شخصيت انسان, ارزشهاى اخلاقـى است, زنان پـاك و ارجمنـدى ماننـد حضـرت خديجه و حضرت فاطمه زهرا و حضـرت زينب ـ كه درود خـدا بـر آنان باد ـ الگـو و اسـوه مردان و زنان انـد. بنابرايـن نه تنها مقام انسانى مرد فراتر از زن نيست كه حتى مسـووليت او نيز ارزشمندتر از مسووليت زن نيست. يعنى مرد در پيشگاه الهى مسووليتهايى بيـش از مسووليتهاى زن ندارد.


 

نوشته شده توسط اعظم نوری در دوشنبه یازدهم آذر 1387 ساعت 19:33 موضوع جامعه مهدوی و زن فاطمی | لینک ثابت


مهر و نفقه

يكى از سنن بسيار كهن در روابط خانوادگى بشرى اين است كه مرد هنگام ازدواج براى زن «مهر»قائل مى شده است;چيزى از مال خود به زن يا پدر زن خويش مى پرداخته است،و بعلاوه در تمام مدت ازدواج عهده دار مخارج زن و فرزندان خويش بوده است.

ريشه اين سنت چيست؟چرا و چگونه به وجود آمده است؟مهر ديگر چه صيغه اى است؟نفقه دادن به زن براى چه؟آيا اگر بنا باشد هر يك از زن و مرد به حقوق طبيعى وانسانى خويش نائل گردند و روابط عادلانه و انسانى ميان آنها حكمفرما باشد و با زن مانند يك انسان رفتار شود،مهر و نفقه مورد پيدا مى كند؟يا اينكه مهر و نفقه يادگارعهدهايى است كه زن مملوك مرد بوده است;مقتضاى عدالت و تساوى حقوق انسانها-خصوصا در قرن بيستم-اين است كه مهر و نفقه ملغى گردد،ازدواجها بدون مهرصورت گيرد و زن خود مسؤوليت مالى زندگى خويش را به عهده بگيرد و در تكفل مخارج فرزندان نيز با مرد متساويا شركت كند.

سخن خود را از مهر آغاز مى كنيم.ببينيم مهر چگونه پيدا شده و چه فلسفه اى داشته و جامعه شناسان پيدايش مهر را چگونه توجيه كرده اند.

تاريخچه مهر

مى گويند در ادوار ماقبل تاريخ كه بشر به حال توحش مى زيسته و زندگى شكل قبيله اى داشته،به علل نامعلومى ازدواج با همخون جايز شمرده نمى شده است. جوانان قبيله كه خواستار ازدواج بوده اند،ناچار بوده اند از قبيله ديگر براى خود همسر و معشوقه انتخاب كنند. از اين رو براى انتخاب همسر به ميان قبايل ديگرمى رفته اند.در آن دوره ها مرد به نقش خويش در توليد فرزند واقف نبوده است;يعنى نمى دانسته كه آميزش او با زن در توليد فرزند مؤثر است.فرزندان را به عنوان فرزندهمسر خود مى شناخته نه به عنوان فرزندان خود.با اينكه شباهت فرزندان را با خوداحساس مى كرده نمى توانسته علت اين شباهت را بفهمد.قهرا فرزندان نيز خود رافرزند زن مى دانسته اند نه فرزند مرد،و نسب از طريق مادران شناخته مى شد نه ازطريق پدران.مردان موجودات عقيم و نازا به حساب مى آمده اند و پس از ازدواج به عنوان يك طفيلى-كه زن فقط به رفاقت با او و به نيروى بدنى او نيازمند است-درميان قبيله زن بسر مى برده است.اين دوره را دوره «مادر شاهى »ناميده اند.

ديرى نپاييد كه مرد به نقش خويش در توليد فرزند واقف شد و خود را صاحب اصلى فرزند شناخت.از اين وقت زن را تابع خود ساخت و رياست خانواده را به عهده گرفت و به اصطلاح دوره «پدر شاهى »آغاز شد.

در اين دوره نيز ازدواج با همخون جايز شمرده نمى شد و مرد ناچار بود از ميان قبيله ديگر براى خود همسر انتخاب كند و به ميان قبيله خود بياورد.و چون همواره حالت جنگ و تصادم ميان قبايل حكمفرما بود،انتخاب همسر از راه ربودن دخترصورت مى گرفت;يعنى جوان دختر مورد نظر خويش را از ميان قبيله ديگر مى ربود.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط اعظم نوری در دوشنبه یازدهم آذر 1387 ساعت 19:32 موضوع جامعه مهدوی و زن فاطمی | لینک ثابت


افلاطون و ارسطو،رو در روى يكديگر

بعد از افلاطون،كسى كه آراء و عقايدش در دنياى قديم در دست است،شاگردوى ارسطوست. ارسطو در كتاب سياست عقايد خويش را درباره تفاوت زن و مرداظهار داشته و با عقايد استاد خود افلاطون سخت مخالفت كرده است.ارسطو معتقداست كه تفاوت زن و مرد تنها از جنبه «كمى »نيست،از جنبه كيفى نيز متفاوتند.اومى گويد:نوع استعدادهاى زن و مرد متفاوت است و وظايفى كه قانون خلقت به عهده هر يك از آنها گذاشته و حقوقى كه براى آنها خواسته، در قسمتهاى زيادى باهم تفاوت دارد.به عقيده ارسطو فضايل اخلاقى زن و مرد نيز در بسيارى از قسمتها متفاوت است:يك خلق و خوى مى تواند براى مرد فضيلت شمرده شود و براى زن فضيلت نباشد.بر عكس،يك خلق و خوى ديگر ممكن است براى زن فضيلت باشدو براى مرد فضيلت شمرده نشود.

نظريات ارسطو نظريات افلاطون را در دنياى قديم نسخ كرد.دانشمندانى كه بعدها آمدند، نظريات ارسطو را بر نظريات افلاطون ترجيح دادند.


 

نوشته شده توسط اعظم نوری در دوشنبه یازدهم آذر 1387 ساعت 19:30 موضوع مسئولیت های زن فاطمی | لینک ثابت


تفاوتهاى زن و مرد

تفاوتهاى زن و مرد.عجب حرف مزخرفى!معلوم مى شود هنوز هم با اينكه نيمه دوم قرن بيستم را طى مى كنيم،در گوشه و كنار افرادى پيدا مى شوند كه طرزتفكر قرون وسطايى دارند و فكر كهنه و پوسيده تفاوت زن و مرد را دنبال مى كنند وخيال مى كنند زن و مرد با يكديگر تفاوت دارند،و لا بد مى خواهند مانند مردم قرون وسطى نتيجه بگيرند كه زن جنس پست تر است،زن انسان كامل نيست،زن برزخ ميان حيوان و انسان است،زن لياقت و شايستگى اينكه در زندگى مستقل و آزادباشد ندارد و بايد تحت قيمومت و سرپرستى مرد زندگى كند،در صورتى كه امروزديگر اين حرفها كهنه و پوسيده شده است.امروز معلوم شده همه اين حرفهاجعلياتى بوده كه مردان به حكم زورگويى در دوره تسلط بر زن ساخته بودند;معلوم شده بر عكس است،زن جنس برتر و مرد جنس پست تر و ناقصتر است.

خير،آقا!در قرن بيستم و در پرتو پيشرفتهاى حيرت انگيز علوم،تفاوتهاى زن و مرد بيشتر روشن و مشخص شده است.جعل و افترا نيست،حقايق علمى و تجربى است.اما اين تفاوتها به هيچ وجه به اينكه مرد يا زن جنس برتر است و ديگرى جنس پايين تر و پست تر و ناقصتر مربوط نيست.قانون خلقت از اين تفاوتها منظورديگرى داشته است.قانون خلقت اين تفاوتها را براى اين به وجود آورده است كه پيوند خانوادگى زن و مرد را محكمتر كند و شالوده وحدت آنها را بهتر بريزد.قانون خلقت اين تفاوتها را به اين منظور ايجاد كرده است كه به ست خود،حقوق ووظايف خانوادگى را ميان زن و مرد تقسيم كند.قانون خلقت تفاوتهاى زن و مرد رابه منظورى شبيه منظور اختلافات ميان اعضاى يك بدن ايجاد كرده است.اگر قانون خلقت هر يك از چشم و گوش و پا و دست و ستون فقرات را در وضع مخصوصى قرار داده است،نه از آن جهت است كه با دو چشم به آنها نگاه مى كرده و نظر تبعيض داشته و به يكى نسبت به ديگرى جفا روا داشته است.


 

نوشته شده توسط اعظم نوری در دوشنبه یازدهم آذر 1387 ساعت 19:28 موضوع مسئولیت های زن فاطمی | لینک ثابت